نیایش یک فیلسوف

وقتی انسان به مسائل فلسفه علاقه نشان می‏دهد بی‏میل نیست که بداند دعـــــا و نیـــایش فیلـــــــسوف چگونه صورت می‏پذیرد.

نیایش یک فیلسوف

وقتی انسان به مسائل فلسفه علاقه نشان می‏دهد بی‏میل نیست که بداند دعـــــا و نیـــایش فیلـــــــسوف چگونه صورت می‏پذیرد.

نیایش یک فیلسوف

https://www.instagram.com/aliniki.ir

اینستگرام

تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران

واژه فتنه

اصل واژه فتنه به معنای گداختن طلا در آتش به منظور جدا کردن خالصی‌ ها و ناخالصی‌ هاست.

فتنه در زبان فارسی به معنای امتحان کردن،‌ آزمودن،‌ گمراه کردن،‌ ضلالت، اختلاف میان مردم،‌ آشوب،‌ محنت و عذاب است.

این واژه در قرآن نیز دارای معانی متعدد است آزمایش؛ عذاب و یا اسباب عذاب؛ ایجاد فساد و نفاق؛ بلا و شرک به خدا.

مشکل اصلی #کشور_ما این است که بجای آنکه #شایسته_سالاری باشد بجای انکه تخصص باشد و بجای آنکه جوانگرایی باشد متاسفانه #قومیت_گرایی ، #پارتی ، #جهالت ووو قرار گرفته است #آبادان این #پایتخت #مقاومت_و_ایثار از این قاعده باطل مستثنی نیست علی نیکی



مدت زمان: 1 دقیقه

علی نیکی:

🐛موریانه ای به نام استحاله فرهنگی🐛 

شیخ علی نیکی /k

☝️آن چیزی که می تواند صفحه بد تاریخ و روزگار نا فرهنگی و تاریکی فقر را از بین ببرد چند امر است :

1⃣اول: رواج  فرهنگ اندیشیدن 

اگر در جامعه ای تفکر و و اندیشیدن جای خود را به جهل و تعبد بدهند آن جامعه خواسته یا نخواسته از قطار پیشرفت و تمدن عقب خواهند ماند دقیقا همین جریانی که ما در کشور خودمان و دیگر کشور ها همجوار و غیر همجوار  مشاهده می کنیم 

وقتی توان و دانش یک ملت کم شود قطعا باید منتظر تصمیم دیگران برای خود باشند و اینگونه استقلال خود را از دست می دهند و برده فکری جماعتی دیگر می شوند که این جماعت اموال و خزائن مملکت را به تاراج می برند و مردم آن دیار را با زرق و برق زود گذر و هیجانات و خوشحالی های کاذب  مشغول می دارند تا مردم می خواهند به خود بیایند و به اطراف خود نگاه کنند منابع طبیعی و غیر طبیعی آن ها تمام شده است و آنگاه در می یابند که نه فقط منابع مادی ندارند بلکه عرق و ناموس و دیار خود را به مزبله ای الکترونیکی تبدیل کرده اند. و اینگونه به درختانی از درون خالی می مانند و حتی از برون هم شکسته و بی ثمر،کَأَنَّهُمْ أَعْجَازُ نَخْلٍ خَاوِیَةٍ (الحاقه /7)

پس باید : 

✅الف) فرهنگ کتاب خوانی و مطالعه را افزایش داد (در این باره لازم به توضیح نمی بینم همه از اهمیت این مساله مطلعند)

✅ب) مردم مطالبه گر و جوانان پرسش گر

⬅️باید اندیشمندان و روشنفکران دینی مردم را به سمت و سوی مطالبه گری سوق دهند و از مسئولان پاسخ بخواهند چرا که یک مسئول بر او واجب است که جواب مطالبات مردمی را بدهد و از پاسخ دادن به آنها تفره یا فرار نکند 

و این معضل متاسفانه در شهر ما آبادان به چشم می خورد که بعضی از مسئولان نه اینکه پاسخی دارند تا جوابگو باشند خیر قضیه به قول ما طلبه ها سالبه به انتفاع موضوع است یعنی پاسخی ندارند بلکه حتی سواد کافی و وافی هم ندارند بگذریم

 تا روحیه مطالبه گری در مردم حاصل نشود پیشرفت و تمدن و حرکت به سمت مدینه فاضله تحقق پیدا نخواهد کرد.

✔️جوانان پرسشگر :

بنده از جمله کسانی هستم که با عقاید و سنت های موروثی مخالفم و همین عقاید خشک و بدون برهان و استدلال را از جمله عوامل عقب ماندگی می دانم

جوانان باید عقاید خود را با دلیل و استدلال بیاموزند نه با ارث ، و این امر متحقق نمی شود مگر اینکه فرهنگ مطالعه رونق بگیرد.مطالعه مطالعه مطالعه

انسان آن وقت پرسشگر می شود که نسبت به باید ها  و نبایدها به پذیرش یا عدم پذیرش آنها حساس بشود 

از مسائل روز سیاسی و کشور و جریان فرهنگی و حرکات دشمنان خود مطلع باشد در این صورت می تواند ناقدی دقیق و هوشمند باشد.

اما صد افسوس و هزاران آه که برخی از جوانان ما در باغ فرهنگ غرب به اسارت مشغول اند. جمله زیبایی  است باغ و زندان .

ادامه دارد....

🔘«تحمل مخالف را داشته باشید»🔘


https://telegram.me/kalameyhaq

با سلام
روایتی از پیغمبر اسلام(ص) آمده است که "لو علم ابوذر ما فی قلب سلمان فقد کفر"
در توضیح این روایت در کتاب "چه نیازی به علی(ع) است؟" دکتر شریعتی آمده است که هر دو در اوج ایمان و نمونه اعلای یک مسلمانند اما اختلاف بین اسلامی که در قلب ابوذر و فهمیدن ابوذر می گنجد با اسلامی که در ذهن و احساس و ادراک سلمان می گنجد و وجود دارد به قدری است - هر دو هم اسلام است - که اگر ابوذر خبر پیدا کند که سلمان اسلام را چگونه فهمیده، نبوت را چه جور معنی می کند و خدا را چه جور ادراک کرده فوری او را تکفیر می کند و یا در روایتی دیگر آمده که فوری او را بعنوان کافر و مرتد میکشد.
سوال من اینست که این اختلاف در چیست و چگونه این امکان وجود دارد که دو انسان با مقامی بالا در نزد خداوند، تا این حد در برداشت یک مسئله مشترک بنام اسلام این چنین اختلاف نظر داشته باشند که اگر یکی از عقیده قلبی دیگری با خبر شود او را مرتد بداند؟

موضوع :علم نافع در روایات

آیت الله حق شناس