نیایش یک فیلسوف

وقتی انسان به مسائل فلسفه علاقه نشان می‏دهد بی‏میل نیست که بداند دعـــــا و نیـــایش فیلـــــــسوف چگونه صورت می‏پذیرد.

نیایش یک فیلسوف

وقتی انسان به مسائل فلسفه علاقه نشان می‏دهد بی‏میل نیست که بداند دعـــــا و نیـــایش فیلـــــــسوف چگونه صورت می‏پذیرد.

نیایش یک فیلسوف
تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران

دستور العمل های عرفانی (2)

سه شنبه, ۱۱ خرداد ۱۳۸۹، ۰۷:۰۵ ب.ظ
بسم الله الرحمن الرحیم

دستور العمل های عرفانی (2)


جمع آوری و تنظیم : علی نیکی

کپی و برداشت از این جزوه بدون ذکر نام نویسنده و نام وبلاگ شرعا جایز نمی باشد

آقا محمد بید آبادى (ره )

دستورالعملها

بسم الله الرحمن الرحیم

قسمت یکم

چون بناى ایمان و ایقان بر ریاضت و مجاهدت است کما قال الله تعالى
و الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا و ان الله لمع المحسنین

  و شکى نیست در آن که مراد از این مجاهده ، مجاهده کبیره است که سبب هدایت طریق الهى است . و این آیه ، با این اختصار متضمن معانى بسیار است
اولا، مجاهده و آن شمشیر زدن است نفس را که اءعدى عدو
است که الفت نموده است به مشتهیات جسمانى و جامع همه شهوات و غضب است ، چنانکه حق سبحانه و تعالى فرموده است

و اما من خاف مقام ربه و نهى النفس عن الهوى
و چنانکه شهوت از هواست غضب نیز از هواست . اگر آدمى خواهد که با شهوات نفسانى مجاهده کند، مشقت او بسیار است و همیشه مغلوب است . (براى غالب شدن )، ناچار است که به گرسنگى سد مراد کند تا بعضى از قواى او ضعیف شود. و آسان شود مجاهده . و جوع نیز، آدمى را از قوت عبادات و اذکار مى اندازد، پس ناچار است از آن که مرتبه به مرتبه ، کم کند خوردن را تا قوه جسم کم شود و آرزوهایش تخفیف یافته مجاهده آسان شود
و دیگر الفت معاشرت است ، که همیشه نشسته است که او را رفقا مخالفت مى کند از این مجاهده و اگر (مخالفت ) نکند همین معاشرت مانع است . و دیگر الفت با کلام است و رفع آن صمت است از او. و رفع آن با الفت به ذکر و فکر است
و دیگر الفت با خواب است و جوع گرسنگى ) آن را کم مى کند
و جامع همه آن است که هر چه نفس خواهد مخالفت کند در ابتدا، و مشغول شود به ذکر الهى . و غرض در همه اینها، مى باید قرب باشد، چنانچه لفظ فینادلالت بر آن مى کند. یعنى مجاهده مى کنند با نفس و شیطان از جهت ما قرب فى الله و قرب فى الله بعد از قرب لله است ؛ زیرا که مراد از قرب لله رضاى الهى است و در قرب فى الله رضاست در ضمن ارتباط و سیر الى الله . و از لفظ جاهدوااستفاده مى شود، مطلق قربى و از فینااین نوع از قرب که (باید) از همه مجاهدات ، خواه در ترک منهیات باشد و خواهد فعل ماءمورات بکند، در همه اینها، منظورش ‍ ربط باشد به ذات و صفات و تخلق به اخلاق الله
و آن قرب (فى الله ) در ضمن اکل و شرب و جماع حاصل نمى شود و به خلاف قرب لله که جمع مى شود
و تصحیح نیت ، که از اعظم مجاهدات است . و راهش این است که : این مطلب (را) منظور دارد که هر چند مطلب عظیم تر است ، کمال بیشتر است و کمال بنده اتصاف است به صفات بارى تعالى تا به مرتبه اى (به حسب اخبار صحیحه ) برسد به آن که گفته اش گفته خدا باشد و شنیدنش شنیدن خدا باشد

 بى یسمع و بى ینطق و بى یبصر و بى یمشى

و این مرتبه را تصور صحیح نمى توان کرد در ابتدا. بله ، مجمل مى توان تصور کردن که چنان شود که کارهاى او خالص شود در ابتدا، به آن که اگر خواهد نمازى خالص ، نمى تواند کرد و هر چند مى کوشد چون تاءمل مى کند، یا ریاست : یا از جهت خلاصى از جهنم ، یا رسیدن به نعمتهاى بهشت است . و در همه موارد نفس مطلوب است (در حالى که ) او ماءمور است که عبادت خالص به جاى آورد. و هر عملى که مى کند همه ضایع و او را اصلا به جناب اقدس الهى راهى نمى رسد. و (با صبر بر مجاهده ) در آخر چنین مى شود که همه افعال او ثوابش بلند و آنا فآنا ذوق و شوق و محبتش در تزاید بیند و کمال بندگى را مشاهده نماید که همه کارهاى (او) خالص شود من کان لله کان الله له شود که هر چیز در خاطرش خطور کند چنان شود و همه کمالات او راحاصل گردد، تا به معنى کمالاتى که فوق همه کمالات است . و از مرتبه ان هم الا کاالانعام بل هم اضل خلاصى یافته ، به درجه اى رسد که بهتر از ملائکه مقربین باشد. چنانچه احادیث صحیحه بر آن دلالت مى کند و علومش ، حقیقتا، لدنیه شود و از مرتبه اسفل السافلین طبیعت ، خلاص شده ، بهتر از مقربانى شود که چندین هزار سال بندگى کرده اند که اصلا غبار عصیان بر دامن عصمت ایشان ننشسته باشد و به مرتبه علماء امتى کانبیاء بنى اسرائیل رسد، هر چند هیچ نخوانده باشد و آنچه علماء در هفتصد سال ریاضت کسب کرده باشند، او را در آنى ، حاصل شود. به دلیل  لنهدینهم سبلناکه قسم است به ذات اقدس خود که معنى آن این است که والله البته او را هدایت کنیم به راههاى قرب خودکه در هر ساعتى کشف حجابى شود و راهى به دست او دهند که اگر خواهى از این راهها نزد ما آ. (بیا) و بعد از آن قسم ، قسمى دیگر مى فرماید که : والله که حق سبحانه و تعالى با محسنان است . در این تتمه اشاره است به مقصودى که اعظم مقاصد انسانى است و راه مجاهده عظیمه غیر متناهى است که حق سبحانه تعالى با اوست و او را به قرب خود فائز مى گرداند. چون پرسیدند از حضرت سیدالانبیاء، صلى الله علیه و آله ، که احسان کدام است ؟ حضرت فرمودند که
احسان آن است که عبادت کنى خداوند خود را چنانکه او را در حال عبادت ببینى
چنانکه از حضرت سیدالاوصیاء، علیهم السلام ، پرسیدند که : آیا خداوند خود را بینى ؟ حضرت فرمودند که
هرگز چنین نبوده ام و نخواهد بود که خداوند ندیده را عبادت کنم
و بعد از آن ، سیدانبیاء، صلى الله علیه و آله ، فرمودند که اگر به این مرتبه نرسیده باشى که خداوند خود را بینى ، به این مرتبه مى رسى
اول مرتبه (آن است ) که : خود را منظور (در منظر) او بینى و این مرتبه چنان است که بنده به این مرتبه مى رسد، محال است که مخالفت الهى کند و هم چنانکه اشاره به مطلوب است ، اشاره به این راه نیز هست که عبادت او را به قرب عظیم مى رساند که رتبه لى مع الله که حضرت سیدالمرسلین فرموده اند که  مرا با خداوند خود وقتى است که در آن راه ندارد ملک مقربى و نه نبى مرسلى
و اشعار مى دارد به آن که اگر چنین عبادت بکنى ، نیکى به خود کرده جناب اقدس الهى از آن ارفع است که از این عبادات نفعى به او عاید گردد
پس ، از این آیه کریمه ظاهر شد اصول خمسه ریاضت که آن : صمت و جوع و سهر و عزلت و ذکر به دوام با رعایت مراقبه که همواره حق سبحانه و تعالى را بر خود مطلع داند و جلالت و عظمت او را مشاهده نماید که با این عظمت و جلال حاضر و ناظر است و بر ضمایر اسرار مطلع است
پس مشغول اربعینیات شودچنانکه وارد شده است
هر که چهل روز خالص ، از جهت حق سبحانه باشد، حق تعالى چشمه هاى حکمت را از دل او بر زبان او جارى مى گرداند
پس مى باید عزلت و انفطاع تام داشته باشد از خلائق . مطلقا، با مردم الفت نداشته باشد و شب و روز مشغول ذکر باشد. در نماز، همیشه ، با حضور قلب و همیشه رعایت دل کند که در خاطرش چیزى درنیاید و اگر درآید، به تضرع و ابتهال دفع آن را از خداوند خود طلب نماید و باز مشغول شود و گاهى مشغول دعاها باشد مثل دعاهاى پانزده مناجات  و گاهى مشغول ذکر یا الله شود. و مى باید که ملاحظه نماید که بداند حق سبحانه و تعالى ، همه جا حاضر است ، نه آن که جسمى تصور کند خداوند خود را، خواه جسم لطیف و خواه جسم کثیف و بزرگش بداند، نه به بزرگى جسمانى و نه غایبش داند به غیبت جسمانى که اعظم حجب اعتقادات فاسده است و از لوازم بشریت است که آدمى ، خداوند خود را داند چنانکه روح ، نه در بدن است و نه خارج از بدن ، نه بزرگ است نه کوچک و نه سیاه است و نه سفید، چنانکه علومى که آدمى حاصل مى کند با آن که در قوه حافظه جا دارد و تصور نمى تواند کرد که حافظه در کجاست ، هر چند که حکما از جهت قوى و حواس باطنه مقرر ساخته اند که حس مشترک در مقدم دماغ جا دارد و بعد از آن ، متخیله
اما (این گفته ها) خیالى است ، برهانى تمام ندارد. و بنابراین است که یکجا راه اینها را بسته به قوله تعالى و ما اءوتیتم من العلم الا قیلیلابلکه حواس ظاهر را تصور نمى توان کرد که در قوه باصره صد هزاران چیز درآید، نه بزرگ شود و نه کوچک و قوه تکلم ، وقتى که ینابیع حکمت از او جوشان شود، چه ربط است ، دل را به آن و دل از کجا (این حکمتها را) مى یابد
سپس مى باید ذات مقدس خداوند خود را حاضر داند، نه از قبیل جسمانیات و نه روحیانیات . چون هر چند اقوى است ، رفیع تر است و با این همه تنزیه ، که حق سبحانه و تعالى دارد، نهایت قرب به بندگان دارد و اقرب من حبل الوریداست و مدبر و مربى است انواع مکنونات را
با این نحو ذکر کردن ، خداوند خود را حاضر دانستن و در هر ذکرى او را یاد کردن و دل را متوجه او ساختن و ذکر را از دل کردن ، به اندک زمانى ترقیات عظیم حاصل مى شود و این فقیر تجربه مکرر کرده ام . فتح ابواب در ده روز شده است . و در حین اربعین ، تمام چیزها ظاهر شده است که وصف نمى توان کردن ، لیکن شیاطین جن و انس ، ممانعتهاى عظیمه مى کنند. چون (هر) چند راه نزدیکتر است ممانعت ایشان عظیم تر است و لهذا شیاطین در مباحثات متعارفه هرگز ممانعت نمى کنند، بلکه معاونت مى نمایند و هر که متوجه این راه شد، (به ) هزار وجه ، مى گویند این خوب نیست و تحصیل علم واجب است و اوقات ضایع مى شود، چنانکه اگر خواهد تصدقى از جهت خدا کند، هزار وجه از ممانعت دارند، و اگر چیزى در باطل صرف نماید، هزار وجه در تحسین او مى گویند و مجاهده همین معنى دارد که بر نفس دشوار است و بر شیاطین دشوارتر. پس مى باید مبتدى هر چند ایشان معارضه نمایند، او نیز، به جناب اقدس ‍ متوجه شده ایشان را به سهام لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظیم از خود دور گرداند، تا به رتبه محبت فائز گردد و دیگر معاوضه کم شود و در اوقات صلوات (نمازها) مى باید که سعى نماید که همه با حضور قلب باشد و معانى آیات و اذکار و دعوات را بفهمد و دل را با خداوند تعالى داشته باشد که مطلب عظیم ، از این مجاهدات ، آن است که نمازهاى او، همه ، با حضور قلب باشد و لمحه اى که شیاطین خاطر را به جاى دیگر برند، باز تدارک کند و خود را متوجه سازد و توجه به جناب اقدس نماید تا به مرتبه محبت رسد و بعد از آن ، مشقت نماز بالکلیه برطرف مى شود. چنانکه سیدانبیاء، فرمود
ارحنا یا بلال  و قره عینى فى الصلاة
عملا، تا کسى به مرتبه محبت فائز نشود، نه اسلام دارد نه ایمان و نه نمازش ‍ مقبول است و نه سایر عبادات و نه تصور کنى که کتب حکمت خواندن ، منافات ندارد با یاد خدا، بلکه از حجب ظلمانیه است که ضد صریح این راه است و همچنین کتب کلامیه و معارضات و مجادلات  لهذا، مبالغات عظیمه در نهى از همه ، وارد شده است و از دلایل ، زیاد نمى شود، بلکه اغلب آن است که ایمان فطرى ، که حق تعالى به او عطا فرموده است ، زایل مى شود و یک شبهه تاءثیرش در نفس بیشتر از هزار برهان است و نهایتا ایمان و ایقان به ریاضت مى شود و به قانون شریعت مقدسه و به نصوص ‍ قرآنیه و حدیثیه . پس اگر معارضات نفس و شیطان به کثرت دعوات و تضرعات کم نشود، استعانت جوید به توجهات مقربان که دراین راه هستند و غالب آن است که مخفى مى باشند، همان بهتر که وقت معارضه متوسل به جناب اقدس خداوند شود و تضرع و زارى کند تا حق ، سبحانه و تعالى ، حمایت فرماید. و این ضعیف ، مکرر به خدمت جمعى رسیده ام که تقرب از جبین آنها، ظاهر بوده و استمداد و استعانت از ایشان جسته ام ولیکن ، اطلاع ایشان از احوال ، سبب بعد شده است و آن جماعت ، الیوم ، مفقودند به حسب ظاهر و اگر چه این جماعت سبب وجود سموات و ارض اند، اما به موجب  اولیائى تحت قبائى لایعرفونهم غیرى مستورند. و تا کسى مثل ایشان نشود، ادراک نمى تواند کرد و شناخت
والحمدلله رب العالمین و الصلواة على اشرف الواصلین و المحسنین و العارفین محمد و آله و عترته الانجبین و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته

  • ۸۹/۰۳/۱۱
  • ۶۰۱ نمایش

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی