استاد علی نیکی

وقتی انسان به مسائل فلسفه علاقه نشان می‏دهد بی‏میل نیست که بداند دعـــــا و نیـــایش فیلـــــــسوف چگونه صورت می‏پذیرد.

استاد علی نیکی

وقتی انسان به مسائل فلسفه علاقه نشان می‏دهد بی‏میل نیست که بداند دعـــــا و نیـــایش فیلـــــــسوف چگونه صورت می‏پذیرد.

استاد علی نیکی

https://sapp.ir/h_aliniki
کانال سروش

https://www.instagram.com/h_aliniki/
اینستگرام

تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران

ارتداد

سه شنبه, ۲۲ شهریور ۱۳۹۰، ۱۰:۴۵ ق.ظ

ارتدادچرا و چگونه؟

ارتداد التزام و پایبندی به اصول و موازین قانونی هر نهاد یا سازمانی، پس از ورود و پذیرش چارچوب کلّی آن، از اصول طبیعی و پذیرفته شدهای است که در سراسر امور زندگی، معمول و مطابق عرف بشری بوده است. مصالح مادی و معنوی انسان همواره بر این اساس استوار گردیده که افراد در زندگی روزمره خویش، پس از قبول تعهد در قبال انجام یک مسئولیت معین و یا یک تکلیف خارجی، نسبت به قوانین موضوعه ملتزم بوده و در صورت تخطی از آن خود را سزاوار تنبیه و مجازات پیشبینی شده بشناسند. در دین اسلام نیز هنگامی که یک فرد با پذیرش این دین خود را ملتزم به آن مینماید، خواه ناخواه حقوق و تکالیفی را متوجه خویش میسازد که نمی‌تواند در قبال آنها بیتفاوت بماند ارتداد از دین در واقع بیتوجهی به همان اصول پذیرفته شده شرعی و تکالیف مدون الهی است که مطابق عقل و منطق بشری و قوانین الهی، سزاوار است تا فرد خاطی به طور معمول تبعات آن را پذیرا گردد.
آنچه در ادامه این نوشتار میآید. کنکاشی پیرامون مسئله ارتداد و بررسی ارتباط این موضوع با حقوق و تکالیف انسانی است:
1)
معنای ارتداد:
ارتداد در لغت به معنای بازگشت و رجوع است.[1]راغب می‌گوید: «ارتداد و رده رجوع و بازگشت به راهی است که شخص آن را پیموده است منتها رده تنها در مورد کفر به کار می‌رود و ارتداد در مورد کفر و غیر آن[2]
اما در فقه و کلام اسلامی ارتداد به معنای بازگشت از دین اسلام است که در زیر مورد بحث قرار می‌گیرد:
2)
مرتد:
منظور از «مرتد» کسی است که اسلام را بپذیرد و سپس از آن بازگشت نماید و اعلام جدایی کند و در اسلام حد شدیدی برای آنها ذکر شده است.
مرحوم محقق در تعریف مرتد می‌گوید: «او کسی است که پس از اسلام کافر شده باشد[3] امام خمینی (قدس سره) نیز شبیه این تعریف را دارد: «مرتد کسی است که از اسلام خارج شده و کفر را اختیار نماید».«المرتد و هو من خرج عن الاسلام و اختار الکفر».[4]
ابن قدامه از علمای عامه می‌گوید: مرتد کسی است که از دین اسلام به کفر رجوع کرده است.[5] یکی دیگر از ایشان می‌گوید: ارتداد رجوع از اسلام یا قطع اسلام است.[6]
می‌توان گفت که فقهای شیعه و سنی در مفهوم ارتداد با هم توافق داشته‌و آن را به معنای بازگشت از اسلام و رجوع به کفر می‌دانند. و این معنا از آیات شریفه‌ای از قرآن کریم اخذ شده است. از جمله در آیه شریفه زیر:
«
و من یرتد منکم عن دینه فیمت و هو کافر فاولئک حبطت اعمالهم فی الدنیا و الاخره و اولئک اصحاب النار هم فیها خالدون»... [7]هر کس از شما از دین خود برگردد و در حالی بمیرد که کافر است اعمال وی در دنیا و آخرت تباه می‌شود و آنان اهل دوزخند و همیشه در آن خواهند بود.
3)
مصداق مرتد:
در خصوص مصداق مرتد گفته‌اند: مرتد به کسی گفته می‌شود که فعل یا قولی از او صادر شود که نشان انکار اصل دین یا اصلی از اصول دین چون توحید یا نبوت یا معاد باشد، و یا شخصی یکی از ضروریات دین را منکر شود که انکار او به تکذیب توحید یا رسالت پیامبر اکرم r منتهی گردد. در این صورت ارتداد حاصل خواهد شد.[8]
چنانچه گفته شده: از جمله کسانی که ملحق به مرتد هستند کسانی می‌باشند که نعوذبالله پیغمبر اکرم rرا دشنام و ناسزا گویند و اهانت کنند و هم چنین در مورد امامان معصوم علیهم السلام و فاطمه زهرا سلام الله علیها و در واقع این کار یکی از اسباب ارتداد است.[9]
بعضی از فقها در کتاب حدود در فقه اسلامی آن را به طور جداگانه بحث کرده‌اند و در روایات خاصی نیز درباره مباح بودن خون چنین کسی در منابع اسلامی دیده می‌شود.[10]
در اینجا به دلیل اختصار ورود در این بحث به طور جداگانه نیازی نیست.
البته انکار ضروری آنگاه موجب ارتداد می‌شود که شخص منکر به پیامد انکارش آگاه باشد.[11] یعنی بداند که انکار ضروری او به تکذیب توحید و یا رسالت پیامبر اکرم r منتهی می‌گردد.
اما کسانی که در حال تحقیق باشند مشمول حکم ارتداد نیستند حتی اگر نتیجه تحقیق آنها بازگشت از اسلام و گرایش به آیین دیگری باشد مشروط بر این که سخنی برخلاف اسلام نگویند کسی با آن‌ها کاری ندارد و از این مجازات‌ها معافند.[12]
فلسفه اعدام مرتد
فلسفه اعدام مرتد حفظ امنیت داخلی جامعه اسلامی و جلوگیری از نفوذ بیگانه‌گان و نامحرمان در حریم اعتقادات دینی مردم است. اگر در برابر مرتد سکوت شود بیم آن می‌رود که هر روز افرادی مانند یهودیان در آغاز اسلام به توطئه‌ای بر ضد مسلمانان برخیزند و برای ایجاد تزلزل در ایمان مؤمنان و در هم ریختن امنیت جامعه اسلامی از طریق ارتداد وارد شوند و این جا است که جامعه مبتلا به بحران فکری ـ اجتماعی می‌گردد. به خصوص این که کار‌های تخریبی معمولاً آثار سریع دارند. لذا اسلام در برابر ارتداد عکس العمل شدیدی نشان داده است.
ممکن است حکم اعدام مرتد یک نوع خشونت و تحمیل عقیده و سلب آزادی تلقی شود. ولی اگر به این واقعیت توجه شود که این احکام مربوط به کسی نیست که اعتقادی در درون دارد و در مقام اظهار آن بر نیامده بلکه شامل کسانی است که به اظهار یا تبلیغ بپردازد روشن می‌شود که این حکم اعدام مرتد بدون حکمت و دلیل نیست. چه این که مجازات مرتد یک فلسفه اساسی دارد و آن حفظ امنیت داخلی جامعه اسلامی و جلوگیری از متزلزل شدن آن و نفوذ بیگانه‌گان و منافقان است. اگر به افراد اجازه داده شود هر روز مایل بوده‌اند خود را وفادار به اسلام معرفی کنند. و استعفاء دهند که در این صورت هرج و مرج بر جامعه اسلامی حاکم خواهد شد.
از این گذشته در اصل پذیرش دین اجباری نیست و گرویدن به اسلام باید طبق منطق باشد کسی که از پدر و مادر مسلمان متولد شده و در محیط اسلامی پرورش یافته و آگاهانه این دین را برگزیده و یا کسی که چنین نبوده اما در اثر تحقیق و تفحص اسلام را اختیار کرده باشد بسیار بعید به نظر می‌رسد که محتوای اسلام را تشخیص نداده باشد پس عدول و بازگشت یک چنین افرادی از اسلام معمولاً انگیزه صحیح و دلیل منطقی ندارد بلکه به توطئه و خیانت شبیه‌تر است به اشتباه و عدم درک حقیقت. بنابراین شایسته مجازات‌اند به خصوص که احکام شرعیه ناظر به تک‌تک افراد نیست بلکه مجموع را به طور کلی شامل است.
خلاصه آن که اگر در برابر مرتد سکوت شود بیم آن می‌رود که هر روز افرادی مانند یهودیان در آغاز اسلام به توطئه بر ضد مسلمانان برخیزند و برای متزلزل ساختن اعتقادات مردم و از هم پاشیدن امنیت جامعه اسلامی از طریق ارتداد وارد شوند در نتیجه جامعه اسلامی را مبتلا به بحران فکری ـ اجتماعی نمایند به خصوص این که کارهای تخریبی معمولاً آثار سریع دارد لذا اسلام در برابر عمل ارتداد عکس العمل شدیدی نشان داده است.
قرآن کریم به این نکته اشاره دارد و داستان عملکرد گروهی را بیان می‌کند که به عنوان یک توطئه حساب شده ابتدا اظهار اسلام کردند سپس با این ادعا که چیز قابل ملاحظه‌ای در اسلام نیافتند از‌ان عدول کردند در صورتی که هدف اصلی آنان این بود که بدین وسیله تزلزل در ایمان مؤمنان ایجاد کنند.
و جمعی از اهل کتاب یهود گفتند: بروید و در ظاهر به آن‌چه بر مؤمنان نازل شده در آغاز روز ایمان بیاورید و در پایان روز کافر شوید و بازگردید شاید آن‌ها مؤمنان از آیین خود باز گردند زیرا شما را اهل کتاب و آگاه از بشارات آسمانی پیشین می‌دانند و این اقدام شما کافی است که آن‌ها را متزلزل سازد.[13]
در یک چنین فرضی دیگر مدارای اسلامی نه تنها به صلاح نیست بلکه زمینه‌ساز توطئه‌های ویرانگر و فعالیت وتوطئه‌سازان حرفه‌ای ـ همانند سلمان رشدی‌ها ـ برای ضربه زدن به اسلام و مسلمانان خواهد بود. در این جا قاطعیت امام گونه لازم است که فرمود: سلمان رشدی اگر توبه کند و زاهد زمان هم گردد بر هر مسلمان واجب است او را به درک واصل گرداند.[14]
حکم اعدام برای مرتد استبعاد عقلی هم ندارد چه این که جامعه حق دارد برای جلوگیری از اشاعه فساد در جامعه و حفظ امنیت اجتماعی از طریق اعدام عضو فاسد و مخرب جامعه را نابود سازد.
به گفته گاروفالو: همان‌طوری که در بدن انسان اعضای ضعیف و فاسدی که قابل بقا نیستند با عمل جراحی مصنوعی دفع می‌شوند بعضی از افراد که توانایی زندگی قانونی و همگانی با جامعه را ندارند به وسیله اعدام که یک نوع عمل جراحی مصنوعی برای حفظ و سلامتی دیگران است طرد می‌شوند.[15]
مجازات اعدام یک وسیله موثر و بازدارنده است و در مقابل خطر دشمنان اسلام و کسانی که امنیت اعتقادی و فکری جامعه را خدشه‌دار می‌سازند لازم و ضروری است.
در یک جمله اعدام مرتد بدون دلیل نیست بلکه فلسفه اساسی خاصی دارد که بیان شد.
منابع برای مطالعه بیشتر علاوه بر منابع مندرج در پاورقی:
1
ـ ناصر مکارم و همکاران، پیام قرآن، ج 10، ص 203 ـ 207.
2
ـ تفسیر نمونه، ج 2، ص 648 به بعد، تفسیر نمونه، ج 11، ص 426 به بعد.
3
ـ محمد صالح دلیری، حقوق جزای عمومی، ج 4، تهران، نشر داد، 1374.
4
ـ محمد ابراهیم شمس ناصری، بررسی تطبیقی مجازات اعدام، قم، مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، 1378.
5
ـ محمد محمدی گیلانی، حقوق کیفر در اسلام، تهران، المهدی، 1361.
6
ـ سید محمد حسن مرعشی، دیدگاه‌های نو در حقوق کیفر اسلام، تهران نشر میزان، 1373.
7
ـ حسین مهرپرور، دیدگاه‌های جدید در مسایل حقوقی، تهران، اطلاعات، چاپ دوم، 1374.
8
ـ مجله حوزه، سال 1369، شماره 41، مقاله آزادی بیان.


[1]. لویس معلوف، المنجد فی اللغه، تهران انتشارات اسماعیلیان، (بی‌تا) ص، 154.
[2].
الراغب الاصفهانی، معجم المفردات الفاظ قرآن، بیروت، دارالفکر، بی‌تا، ص 198.
[3].
جعفر بن الحسن، محقق حلی، شرایع الاسلام، نجف اشرف، مطبعه الآداب، 1389 ق، ج 4، ص 173.
[4].
امام خمینی، تحریر الوسیله، قم، مؤسسه النشر الاسلامی، بی‌تا، ج 2، ص 329، کتاب المواریث، مسذله 10.
[5].
عبد الله بن احمد، ابن قدامه، المغنی و الشرح الکبیر، بیر.ت، دارالکتاب العربی، 1409 ق، ج 10، ص 74.
[6].
عبد القادر عوده، الشریع الجنانی الاسلامی، دارالکاتب العربی، بی‌تا، ج 2، ص 706.
[7].
سوره بقره، آیه 217.
[8].
امام خمینی، تحریر الوسیله، ج 1، ص 118.
[9].
ناصر مکارم و جمعی از همکاران، پیام قرآن، ج 10، ص 204.
[10].
محمد بن الحسن، الحر العاملی، وسایل الشیعه، ج 18، ص 458، کتاب الحدود، باب 25، حدیث 1 ـ 4، و باب 27، حدیث 1.
[11].
عبد الکریم موسوی اردبیلی، فقه الحدود و التعزیرات، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، 1413 ق، ص 840.
[12].
همان، رک، ناصر مکارم، همان، ص 207.
[13].
سوره آل‌عمران، آیه 72 و 73.
[14].
امام خمینی، صحیفه نور، ج 21، ص 87، رک، فتوای مورخ 28 / 11 / 67، امام خمینی (قدس سره) در خصوص حکم اعدام سلمان رشدی.
[15].
محمد صالح ولیدی، حقوق جزای عمومی، تهران نشر داد، 1374، ج 4، ص 16.

  • ۹۰/۰۶/۲۲
  • ۴۹۵ نمایش

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی