نیایش یک فیلسوف

وقتی انسان به مسائل فلسفه علاقه نشان می‏دهد بی‏میل نیست که بداند دعـــــا و نیـــایش فیلـــــــسوف چگونه صورت می‏پذیرد.

نیایش یک فیلسوف

وقتی انسان به مسائل فلسفه علاقه نشان می‏دهد بی‏میل نیست که بداند دعـــــا و نیـــایش فیلـــــــسوف چگونه صورت می‏پذیرد.

نیایش یک فیلسوف
تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران

مرجعیت دینی یا سیاسی؟

يكشنبه, ۱۹ خرداد ۱۳۹۲، ۰۲:۰۱ ق.ظ

سلام

این مطلب سیاسی با 

عنوان "مرجعیت دینی یا سیاسی religious or authorty؟"

 و شاید به مزاج خیلی ها  نیاید ولی  بنده بدون تعصب و فقط یک نظریه علمی ارائه کرده ام لذا دوستان دانشمند خویش در صورت مشاهده هرگونه خطاء حقیر را مورد لطف و عنایت خود قرار داده و مرا مطلع کنند




ولایت فقیه وفقیهان مراجع دینی یا سیاسی؟

1.      در فرهنگ اسلام اصیل و آنچه در روایات کتب معتبر اسلامی (شیعه و اهل سنت) آمده است بعد از خداوند و رسول صلی الله علیه و آله و سلم مرجعیت سیاسی و دینی به اهل بیت علیهم الاسلام می رسد از جمله روایاتی که مورد استناد قرار می گیرد حدیث ثقلین می باشد که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم  وصیت به قرآن وعترت نموده است متن حدیث انی تارک فیکم الثقلین، اولهما کتاب الله فیه الهدی و النور، فخدوا بکتاب الله و استمسکوا به فحثّ علی کتاب الله و رغب فیه، ثم قال و اهل بیتی، اذکر کم الله فی اهل بیتی، اذکر کم الله فی اهل بیتی، اذکر کم الله فی اهل بیتی (صحیح مسلم، ج 4، حدیث 2408) و از آنجایی رسول گرامی اسلام قرآن و عترت را با "واو" معیت آورده است پس بنابراین این دو را عدل هم قرار داده است هم ترازی حکایت از هم سنگی می کند

2.      بعد از اهل بیت علیهم الاسلام و در عصر غیبت صغری آن هنگام که امام زمان عج آن عدالت گستر جهان ومنجی بشریت از جهل و فساد و جور تباهی از دیدگان عموم مردم غائب شدند ؛ خواص اصحاب ایشان که واسطه ای برای مکاتبه و اتصال مردم با امام زمان عج خویش بودند مرجعیت دینی را عهده دار شدند

3.      بعد از غیبت صغری و شروع غیبت کبری که هم زمان با "وفات علی بن محمد سمری" آخرین وصی امام زمان عج به حکم امام زمان عج و به نص صریح ایشان که فرمودند : بسم الله الرّحمن الرّحیم یا علی بن محمد السمری! أعظم الله أجر اخوانک فیک، فانّک مَیّتٌ ما بینک و بین ستّه أیام، فاجمع أمرک و لا تُوصِ الی أحدٍ فیقوم مقامک بعد وفاتک، فقد وقعت الغیبه التّامّه فلا ظهور الاّ بعد اذن الله تعالی ذکرُهُ و ذلک بعد طول الأمد و قسوه القلوب و امتلاءِ الأرضِ جوراً و سیأتی مِن شیعتی مَن یَدّعی المشاهده، ألا فمن ادّعی المشاهده قبل خروج السّفیانی و الصّیحه فهو کذّابٌ مُفترٍ، و لا حول و لا قوّه الاّ بالله العلیّ العظیم. یعنی: بنام خدواند بخشاینده مهربان. ای علی بن محمد سمری! خداوند متعال به براداران دینی ات پاداشی عظیم درازدست دادنت، کرامت فرماید. به درستی که تو از امروز تا شش روز دیگر وفات خواهی یافت. پس خود را آماده ساز ولی به کسی وصیت (به نیابت) مکن که قائم مقام تو، پس از وفاتت گردد. چه این که غیبت بزرگ آغاز گردیده است و مرا ظهوری نخواهد بود، مگر به اذن خداوند منان. ظهور من آن قدر به درازا خواهد کشید، که دل ها را قساوت فراگیرد و زمین از جور و ستم لبریز گردد و به زودی کسانی از شیعیانم می آیند و ادعای مشاهده و دیدنم را می نمایند. آگاه باشید که هر کس پیش از خروج سفیانی و رسیدن صیحه آسمانی، ادعای مشاهده و دیدن مرا نماید، دروغگو و افترا زننده است.

نیابت خاص برچیده شد و به حکم دیگر از امام صادق علیه السلام که عمر بن حنظله در مقبوله خود از امام صادق علیه السلام درباره مراجعه به سلاطین یا قضات جور می پرسد که امام علیه السلام شدیداً از آن منع می فرماید. و مراجعه به آنان را مراجعه به طاغوت می شمارد که در قرآن کریم از آن به شدت پرهیز داده شده است. قال: «سألت أباعبدالله (علیه السلام) عن رجلین من أصحابنا بینهما منازعه فی دین أو میراث، فتحاکما إلی السلطان او الی القضاه، إیحلّ ذلک؟ فقال: من تحاکم إلی الطاغوت فحکم له، فإنما یأخذ سحتاً، و إن کان حقّه ثابتاً، لأنَه أخذ بحکم الطاغوت، و قد أمر الله أن یّکفَر به. قلت: فکیف یصنعان؟ قال: انظروا إلی من کان منکم قد روی حدیثنا و نظر فی حلالنا و حرامنا وعرف أحکامنا، فارضوا به حکماً، فإنّی قد جعلته علیکم حاکماً، فإذا حکم بحکمنا فلم یُقبل منه، فإنّما بحکم الله قد استُخفّ، و علینا رُدَّ، و الرادّ علینا الرادَّ علی الله، و هو علی حدّ الشرک بالله»(کافی شریف ج7 ص 412 رقم 5)

جایگاه خاصی را برای فقیه بیان می کند که از آن به "ولایت فقیه" تعبیر می شود و مخالفت با حکم او را حکم  مخالفت  با خداوند دانسته است پس بعد از نایبان خاص نائبان عام که فقها هستند در جایگاه  مرجعیت سیاسی و دینی قرار می گیرند

بعد از بیان سه مطلب فوق که به صورت خیلی فشرده (به شکل فهرست تفصیلی) نکاتی را در ذیل مقاله خویش بیان می کنم

  • ·         عصمت از آن انبیاء و رسولان و اهل بیت رسول گرامی اسلام می باشد وغیر از این ذوات مقدسه هیچکس دیگر دارای چنین مقامی نیست بنابراین اولین فرق بین مرجعیت ولی فقیه و مرجعیت اهل بیت علیهم السلام  مشخص شد که آن وجودات نورانی از هرگونه خطا و لغزش در امان هستند ولی ، ولی فقیه و دیگر فقها از از خطاء و لغزش و چه بسا گناه کبیره مصون نیستند چرا که اگر اینگونه نبود پس فرق بین آن ذوات مقدسه و این فقها درچیست؟ و باز می افزایم اگر اینگونه نیست پس جایگاه مجلس خبرگان کجاست؟ و معنای این بیانات  مقام معظم رهبری که درجمع دانشجویان کرمانشاه در تاریخ 24/7/1390 چیست ؟ ایشان می فرمایند : رهبرى نه میتواند دخالت کند، نه حق دارد دخالت کند، نه قادر است دخالت کند؛ اصلاً امکان ندارد."  یا این سخن : اما حرکت کلان و کلى نظام اسلامى به سمت آن آرمانها باید منحرف نشود؛ اگر منحرف شد، باید گریبان رهبرى را گرفت، او را بایستى مسئول دانست؛ او مسئول است که نگذارد." (http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=17597)
  • ·        هیچیک از مراجع تقلید ، مراجع سیاسی نیستند یعنی اگر مرجع تقلید و یا مجتهدی فلان نظریه سیاسی را داد یا فلان شخص را برای کاندیداتوری تائید کردن نه بر مقلدین و نه بر سائرین به طریق اولی واجب الاتباع نیست و صرفا یک نظریه سیاسی از یک فرد متقی قابل قبول است و این دومین فرق است
  • ·        هر عالم و مجتهدی برداشت و قرائت خود را از دین دارد و آن را اعلام می کند البته نه با پیش فرض قطعی الحصول بلکه با پیش فرض" اصابت " است پس این مقطع از مقاله بنده دلالت بر قبولی " تعدد قرائت های مختلف از دین" را ندارد بلکه بنده تا کنون شدیدا با آن مخالف هستم. ولی اهل بیت علیهم السلام کلام و گفتار و رفتار آنها( البته اگر حمل بر تقیه نشود) قطعی الحصول است
  • نکته دیگر اینکه فرق های زیادی است بین ولایت فقیه و دیکتاتوری ، در دیکتاتوری حکومت مورثی است ولی در نظام ولایت فقیه حاکم بوسیله افراد عادل اسلام شناس کشف و بر عملکرد او نظرات می شود و این دو فرق در یک فرق است در نظام ولایی حاکم خداوند است و فقیه مجری دستورات اوست ولی در نظام دیکتاتوری حاکم خود فرد است و مجری هوای نفس است

  • ۹۲/۰۳/۱۹
  • ۱۰۹۹ نمایش

نظرات (۶)

سلام به زودی عوامل شکست اصول گرایان رو می گویم

سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام

درود بر روحاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااانی

سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام بر هاشمی

زنده باد خاااااااااااااااااااااااااااااااااااااتمی

هاهاهااهاهااهاهاهاه

پاسخ:
سلام بر  مردم همیشه در صحنه حماسه ساز 
و درود بر بر بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی و شهیدان وطن
و زنده باد ایران اسلامی
  
سلام
مقصود من از دیگران همان طرفداران افراطی اصول گراها رو میگم
من دیشب توی ستاد روحانی بودم و به مردم یک گل بنفشه و عکس روحانی رومی دادنند در حالی که طرفدارهای جلیلی همون دیشب با دعوا و داد و هوار تبلیغ می کردند البته من از این بابت که شما بارها گفتید من اصلاحتی هستم نه اصولگرا بلکه یک فرد حق مدار و ولایی هستم زیاد خوشایند نیستم ولی به هر حال هر کس نظر خود را دارد موفق باشید باز هم میام



پاسخ:
سلام نیما جان خداوند همه ما را نعمت آگاهی و بصیرت بدهد انشاء الله
باز هم مثل همیشه چند نکته:
1- افراط گرایی و افراط گریایان همیشه و در همه  ادیان الهی هستند چه برسد به احزاب سیاسی
2. اصول گرایی اگر تعریف درستی بشود بعضا بعضا شامل ااطلاحات هم میشود البته به معنای کلم نه معنای حزبی
3.بنده قائل به پلورالیسم نیستم و فقط چند نظر امکان دارد صحیح باشد .یاهو
سلام
مطالب زیبا وجالبی بود لذت بردم امیدوارم این مطالب ادامه داشته باشه و حرف های دیگران شما را مایوس نکند
پاسخ:
سلام نیما جان
حال شما امیدوارم در صحت و سلامت کامل ببرید ممنون از لطفتان 
منظور شما حرف های دیگران چه کسانی هستند؟
با سلام بر استاد 
مطلبی جالب و  محتوای علمی خوبی داشت بنده که استفاده کردم 
در ضمن آقای شهید خرد متن را با دقت بخوانید منظور نویسنده آن چیزی که شما برداشت کردید نیست
پاسخ:
سلام بر همدم 
ممنون از لطف و نظرتان 
سلام
درسته ولی فقیه معصوم نیست ولی بهرحال از شرایط وی عدالت است که میگوید چنانچه فقیه گناهی مرتکب شد از ولایت خلع می شود با اینحال ممکن است از فقیه اشتباهی صورت گیرد که با گناه بسیار متفاوت است بنابراین اگر کسی تشخیص خود را درست دانست باید به همان عمل کند

از طرفی کار فقیه اساسا تعیین مصداق نیست فقیه میتواند معیارهای دینی را معرفی کند ولی مصداق خاص را نمیتواند
پاسخ:
با سلام به دست گرامی شهید خرد
از اینکه مرا مورد لطف قرار داده و قدم برچشمان ما نهادید و بلاگ حقیر سرزدید نهایت تشکر و سپاسگذاری را دارم و مزید بر آن مطلب را خوانده و نقطه نظرات خود را به تقویت بینش و مبانی بر صفحه جان ما نقش بستید ممنون ومتشکرم اما ذکر چند نکته در خصوص نظر شما را لازم می بینم :
  1. آنجا که مرقوم فرمودید:" از فقیهی اشتباهی صورت پذیرد....... عمل کند." می گویم : مقصود شما از اشتباه در افتاء و حکم دینی است یا در امور روزمره سیاسی کشور ؟ اگر در خصوص امور تکلیفی بندگان الهی باشد به دلیل روایات خاص در این باره می پذیرم اما در جایی که عام باشد خیر نمی پذیرم چون در دین ما تقلید را فقط در باب فقه و امور دینی واجب دانسته اند و در غیر آن مثل عقائد حرام دانسته و بعضی از فقها تقلید ابتدائی را جائز می دانند و در امور سیاسی رجوع به متخصص و نگاه به اصول و مبانی دعوت کرده است بناباین اگر مجتهدی یا مرجعی فتوایی در باب سیاست داند  نه واجب الاتباع است نه واجب القبول چرا اگر طبق قول شما برویم باید بگویم هر مرجعی نظر خود را دارد و همه هم درست است که می شود پلورالیسم دینی که بنده بدان معتقد نیستم 
  2. اینکه فرمودید "کار فقیه ....... را نمی تواند " گاه می شود فقیهی فرد را مصداق مبانی و معیاره های دینی خود می بیند بنابراین موردی ندارد مصداقی هم عمل بکند و این سیره پیامبران الهی و اهل بیت است و بهترین نمونه ها انتخاب افراد برای جایگزینی خویش   و یا معرفی افراد خاص برای امور تبلیغی یا جهاد (مثل شهید حسین فخ) است اما ولی فقیه تعیین مصداق نمی تواند بکند چرا که نوعی اخلال در عرصه انتخابات می شود و الناس علی دین ملوکهم پس وقتی ولی فقیه مصداقی وارد شد غاطبه مردم به همان سمت و سو می روند و معنایی برای انتخاب و انتخابات نمی ماند. اما به غیر از ولی فقیه دیگران آزادند که دلیل بنده معرفی مصداقی بعضی افراد از طرف بعضی فقیهان یا مجتهدان یا مراجع تقلید است. که "آفتاب آمد دلیل آفتاب"
در نهایت آرزوی هدایت و عاقبت به خیری را برای حضرتعالی دارم.والسلام علی من اتبع الهدی
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">