نیایش یک فیلسوف

وقتی انسان به مسائل فلسفه علاقه نشان می‏دهد بی‏میل نیست که بداند دعـــــا و نیـــایش فیلـــــــسوف چگونه صورت می‏پذیرد.

نیایش یک فیلسوف

وقتی انسان به مسائل فلسفه علاقه نشان می‏دهد بی‏میل نیست که بداند دعـــــا و نیـــایش فیلـــــــسوف چگونه صورت می‏پذیرد.

نیایش یک فیلسوف
تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران

وحدت وجود از دیدگاه امام خمینی ره --قسمت اول

پنجشنبه, ۱۷ مرداد ۱۳۹۲، ۰۵:۵۰ ب.ظ


وحدت وجود از دیدگاه امام خمینی ره --قسمت اول

 

 

 

·        چکیده

وحدت وجود به عنوان یکی از مهم‌ترین مباحث مشترک عرفان و فلسفه و اساس فلسفه صدرایی، در برخی از آثار عرفانی امام خمینی مطرح شده است. امام در کتاب شرح دعای سحر مطابق بیان صدرالمتألهین که در اسفار از راه قاعده بسیط الحقیقه وحدت وجود را تبیین می‌کند پس از تعریف اسم رابطه موجودات عالم هستی با ذات احدیت را توضیح می‌دهد و در گامی فراتر با هیچ در هیچ دانستن موجودات، در جهان جز ظهورات اسماء الهی هیچ موجودی نمی‌بیند. به این ترتیب موجودات جهان که در یک نگاه خیال محضند با نگاهی دیگر کثراتی است که برای ظهور وحدت بحث بسیط مختفی خلق شده‌اند. در مصباح الهدایه امام مراحل ظهور حضرت حق و رابطه ظهورات با مقام غیب الغیوب و نسبت اسماء و صفات با ذات احدیت را بیان می‌دارد. در این دیدگاه امام تمامی ظهورات حق را حجابی برای مقام غیب الغیوب حق می‌داند. در تفسیر سوره حمد نیز امام پس از توضیح اسماء الله و بیان فنای اسم در مسمی اظهار می‌دارد انسان تنها از طریق مراتبی از اسماء الهی می‌تواند از ذات مقدس حق به آگاهی ناقصی دست یابد.

در همین کتاب امام در شرح معنای رب بیان می‌دارد که همه چیز با اسم رب چیز است عالم با اسم رب شروع می‌شود و با اسم رب به پایان می‌رسد.

 

·        واژگان کلیدی

وحدت، وجود، کثرت اسمائی، ظهور، بسیط الحقیقه، مشیت

 

جز سر کوی تو ای دوست ندارم جایی      در سرم نیست بجز خاک درت سودایی

نیستم نیست که هستی همه در نیستی است   هیچم هـیچ که در هیـچ نـظر فرمــایی

عاکف درگه آن پرده نشینم شـب و روز    تا به یک غمزه او قـطره شـود دریایـی

 

 امام خمینی عارفی سالک و فیلسوفی فقیه، عالمی عامل و سیاستمداری بری از هرگونه شوائب و قذرات عالم سیاست بود که با وجود قرار داشتن در متن تفقه، تدرس و تعلم از قیل و قال مدرسه بیزار بود و در همان هنگام که حاکم و سیاستمدار کشور اسلامی بلکه زمامدار عرصه ولایت فقیه در کل جهان بود، مانند مولایش علی(ع) زاهد شب و سالک متضرع به درگاه الهی بود؛ تا جایی که از دوران جوانی دوست و دشمن او را به صفت دوری از هوی می‌شناختند و حتی آنان که به جهت تدریس فلسفه ایشان را طرد می‌کردند نمی‌توانستند به روح والا و اخلاق تابناک آن حضرت خرده گیرند.

او جامع بین علم و عمل، زهد و شجاعت، مبارزه با کفر و مجاهده با نفس بود به طوری که می‌توان او را نیز مانند علی(ع) جامع اضداد خواند. زیرا میان فقهاء و علماء اسلام در طی این چهارده قرن که از ظهور اسلام محمدی(ص) می‌گذرد افراد بسیار معدودی بوده‌اند که همان گونه و همان قدر که به فقه و تفقه در احکام اهمیت می‌داده‌اند که به فلسفه و تعقل در آیات آفاقی و انفسی و از آن بالاتر به عرفان و سیر و سلوک در ملکات روحانی اهمیت دهند و در تمامی این عرصه‌ها به بالاترین درجات برسند؛ تا آن جا که در بین فقها به مجتهد اعلم، میان فلاسفه به حکیمی متأله و در بین عرفاء به سالکی واصل به بالاترین مقامات وحدت، شناخته شوند.

امام خمینی (قدس سره) «وحدت وجود» را بسیار زیبا‌تر از آنچه در نوشته‌ها و بیاناتش می‌توان یافت در سراسر زندگی و سلوک و رفتارش متبلور ساخت؛ زیرا بالاترین بیان «معتقدات» حتی «ملکات» یک انسان، «عمل» اوست و او به زیباترین و تابناک‌ترین وجه «وحدت وجود» را در سیاستش، زندگی بی‌آلایش و علی‌وارش، تدریس بی‌طمطراق و دوری از ریاستهایش (حتی ریاست معنوی، تا آن جا که سالها اجازه چاپ رساله عملیه را به شاگردانش نمی‌داد) به ظهور رساند.

او که عالم صغیری بود و چون آیینه‌ای نور عالم کبیر را منعکس می‌ساخت؛ تجلی حق تبارک و تعالی را در آیینه محمد‌(ص) برای ظهور بطون و ذاتش، به عالمیان نشان داد و «تمامی وجود» را در وجود «انسان کاملی» که لمعه‌ای از شعاع نور واحد معصومین‌‌ سلام الله علیهم اجمعین بود متبلور ساخت؛ «طوبی له و حسن ماب».

اما این مقاله به جهت آنکه در مقام بیان نظرات آن حضرت پیرامون «وحدت وجود» می‌باشد با توجه به آراء و نظراتی که در کتب متعدد اخلاقی، فلسفی و عرفانی‌اشان آمده در این وجیزه بر حسب بضاعت مجزاة و علم ناچیز خویش به این موضوع نظری خواهد داشت، با طلب اغماض از آن نادره عالم وجود که عرصه سیمرغ جولانگه مگسی نباشد.

 

·        وحدت وجود از دیدگاه امام خمینی

مسأله «وحدت وجود» اُس اساس عرفان و فلسفه صدرایی، حکمت متعالیه است و اگر بخواهیم نمونه‌هایی را که امام در لابلای کتبشان (البته کتب غیر فقهی و اصولی) در این مورد بیان فرموده‌اند ذکر کنیم در واقع باید تمامی اوراق آن کتب را در این مقاله جای دهیم، زیرا مذاق نگاشته‌های امام اکثراً عرفانی (و نه حتی فلسفی) و ناظر به بیان ذات و صفات و اسماء حق تبارک و تعالی و رابطه خالق و مخلوق، رازق و مرزوق، عالم و معلوم، فاعل و مفعول و ... است که همه این مراتب بیانگر نشئه‌ای از نشئات وجود و یا به عبارت ادق‌ «وحدت وجود» است؛ زیرا وجود، یک چیز بیش نیست و با رجوع به اولین فصول کتب فلسفه صدرایی ضمن اثبات اشتراک معنوی، اصالت و تشکیک وجود می‌توان دریافت که هر آنچه هست یک چیز است و همه‌ «اوست» تبارک و تعالی، چرا که در مقابل «وجود» چه چیز دیگر می‌تواند باشد جز «عدم»؟ بدین جهت این نوشتار تنها اشاراتی کوتاه و موجز به نمونه‌هایی چند از بیانات و نوشته‌های ایشان در باب «وحدت وجود» خواهد داشت.

در «شرح دعای سحر» که شاید اولین اثر ایشان باشد[2] ذیل توضیح این قسمت از دعای

شریف سحر‌ «اللهم انی اسئلک من جمالک باَجمله، و کل جمالک جمیل...» می‌فرمایند: بدان که وجود هر چه بسیط‌تر و به وحدت نزدیکتر باشد کثرات را شامل‌تر و احاطه‌اش بر اشیاء متضاد تمامتر خواهد بود و اشیایی که در عالم زمان متفرق‌اند و از یکدیگر جدا هستند در عالم دهر مجتمعاتند و در گردهم، و اشیایی که در عالم خارج متضاد و ضد یکدیگرند، در وعاء ذهن ملائم همدیگرند و اشیایی که در نشئه اولی با یکدیگر اختلاف دارند در نشئه آخرت با هم متفقند. همه اینها به آن جهت است که ظرفها هر چه به عالم وحدت و بساطت نزدیکتر باشد وسعتشان بیشتر خواهد بود. بنابراین، آن حقیقت وجود که از همه تعلقات مجرد است و عین وحدت و صرف نور است؛ بسیط الحقیقه و عین وحدت و نور محض است که هیچ گونه شائبه ظلمت، عدم و کدورت نقص در او نیست و از این رو همه اشیاء است و هیچ یک از آنها هم نیست. و صفات متقابله به وجود واحدی که از کثرات عینی و علمی مقدس است در حضرت کبریاییش موجودند و از تعین خارجی و ذهنی منزه، پس او (تعالی) در عین ظهورش بطون است و در بطونش ظهور، در رحمتش غضب نهان است و در غضبش رحمت، پس او است لطیف قاهر و ضار نافع. از امیرالمؤمنین(ع) نقل شده که فرمود ‌«منزه است خدایی که رحمتش دوستانش را فراگرفته در حالی که شدیدترین نقمت نیز هست و نقمتش بر دشمنانش شدید شده در عین حالی که رحمت واسعه نیز هست». پس خدای تعالی به حسب مقام الهیت همه صفات متقابله را مانند رحمت و غضب، بطون و ظهور، اولیت و آخریت، سخط و رضا مستجمع است و انسان که خلیفه او است به واسطه قربش به آن حضرت و نزدیک بودنش به عالم وحدت و بساطت با دو دست لطف و قهر حضرت حق آفریده شده است و به همین جهت است که خلیفه الله هم چون حضرت باری تعالی که «مستخلف عنه» است مستجمع صفات متقابله است و ...

                 جمالک فی کل الحقایق سایر          و لیس له الا جلالک ساتر

پس ظهور عالم و نورانیتش و بهایش از جلوه جمال است و مقهوریت او در شعاع نور آن حضرت و سلطنت کبریائی حق از جلوه جلال است و جلال بوسـیله جمال ظاهر شده

و جمال بوسیله جلال مختفی است» (موسوی الخمینی، 1359، ص 49 ـ 51).

همان طور که ملاحظه شد امام در شرح این قسمت از دعای سحر به صراحت هر چه تمامتر به مسأله «وحدت وجود» اشاره فرموده و آن را شرح و بسط داده‌اند که بی‌نیاز از هرگونه توضیح و تفسیر است. تنها اشاره به این نکته می‌توان داشت که نظر امام درباره وحدت وجود دقیقاً مطابق بیان ملاصدرا در حکمت متعالیه است که در اسفار از راه قاعده «بسیط الحقیقة کل الاشیاء و لیس بشی منها» به بهترین وجه مطلب را بیان کرده‌اند.

نمونه دیگر از همین مطلب در همان کتاب و به دنبال عبارت «اللهم انی اسئلک من  اسمائک باکبرها و کل اسمائک کبیره ...» چنین است «بدان ای دوست (که خدایت به معرفت اسماء و صفاتش موفق گردانیده و تو را از متدبرین در اسرار آیاتش قرار دهد) که اسماء حسنای الهی و صفات علیای ربوبی همگی حجابهای نوری هستند از برای ذات احدیت که همه تعین‌های اسمائی در آن ذات احدی مستهلک‌اند و همه تجلی‌های صفاتی در آن حضرت پنهان است زیرا غیب هویت و ذات احدیت برای هیچ کس به جز در حجاب تعین اسمی ظهور نمی‌کند و در هیچ عالمی به جز در نقاب تجلی صفتی ظاهر نمی‌شود. او را در این مرتبه غیب هویت، نه اسمی است و نه رسمی، نه تعینی برای او هست و نه از برای حقیقت مقدسش حدی است، در صورتی که اسم و رسم خود حدی و تعینی است، و جز او چیزی نیست تا اسم و رسمش گردد. منزه است خداوندی که از تحدید اسمی منزه و از تعین رسمی مقدس است و عالم همگی خیال‌ اندر خیال است و ذات مقدسش حقیقتی است قائم به ذات خویش و چنین حقیقتی با خیال، امکان انکشاف ندارد چنانچه مردان آزاده گفته‌اند. پس همه مفاهیم اسمایی و تمام مراتب حقایق عینی کشف از مقام ظهور او و تجلی او و اطلاق و انبساط او می‌کنند و وجود منبسط و مفهوم عام وجود عبارت‌هایی هستند که فقط از مقام اطلاق او کاشف می‌باشند» (همو، ص 138-140).

سپس در توضیح کلمه «اسم» می‌فرماید «اسم عبارت است از ذات با صفت معینی از صفاتش و تجلی مخصوصی از تجلیاتش مثلاً الرحمن عبارت است از ذاتی که با رحمت منبسط تجلی کرده باشد و ... منتقم آن ذاتی است که با انتقام تعین یافته باشد و این تعین به «اسم» نخستین تکثری است که در دار وجود واقع شده و این تکثر در حقیقت تکثر علمی است که در دار وجود واقع شده و حضرت حق تعالی ذات خود را در آیینه صفات و اسماء شهود فرموده و در عین علم اجمالی کشف تفصیلی شده است و با این تجلی اسمایی و صفاتی درهای وجود باز و غیب به شهود مرتبط گردید و رحمت خدا بر بندگانش گسترش یافت و نعمت او بلاد را فرا گرفت و اگر این تجلی اسمائی نبود جهان همگی در تاریکی عدم و کدورت فناء و وحشت اختفاء باقی می‌ماند. زیرا برای هیچ کس از جهانیان بلکه به قلب هیچ سالکی از سالکان تجلی ذاتی جز در حجاب اسمی از اسماء و یا صفتی از صفات امکان ندارد» (موسوی الخمینی، 1359، ص 142-144).

آن گاه نتیجه می‌گیرند که «سلسله وجود و مراتب آن و دایره شهود و مدارج و درجات آن، همگی اسماء الهی می‌باشند زیرا اسم به معنای علامت است و هر آنچه از حضرت غیب، قدم به عالم وجود گذاشته‌ علامتی است از برای خالق خود و مظهری است از مظاهر پروردگارش، پس حقایق کلی از امهات اسماء الهی هستند و اصناف و افراد موجودات از اسماء محاطه می‌باشند و اسماء الله تعالی قابل شمارش نیستند و هر یک از اسماء عینیه در تحت اسماء الله تعالی قابل شمارش نیستند و هر یک از اسماء عینیه در تحت ربوبیت یکی از اسماء که در مقام الهیت و احدیت است می‌باشد و مظهری است از مظاهر آن اسم. چنانچه در روایت کافی با سند خود از امام صادق(ع) نقل می‌کند که آن حضرت در تفسیر آیه شریفه «ولله الاسماء الحسنی فادعوه بها» فرمود «به خدا قسم اسماء حسنی ما هستیم». عارف کامل کمال الدین عبدالرزاق کاشانی در تأویلاتش گفته که اسم هر چیزی عبارت از آنست که با آن شناخته شود پس اسماء الله تعالی عبارتند از صور نوعیه‌ای که با خصایص هویاتشان بر صفات خدا و ذات او دلالت دارند و با وجودشان بر وجه او و با تعینشان بر وحدت او، زیرا همین صور نوعیه‌اند که ظواهر خدای تعالی هستند و او با اینها شناخته می‌شود» (همو، ص144ـ 145).

  • ۹۲/۰۵/۱۷
  • ۳۱۹۹ نمایش

نظرات (۱۳)

من که چیزی نفهمیدم، لطفا این گونه مطالب را فقط کپی پیست نکنید، کمی هم توضیح بدید تا ما هم متوجه بشیم منظور چی بوده زیرا علمای زیادی وحدت وجود را رد میکنند
پاسخ:
سلام در خدمتم
واقعا کسی فهمید امام چی میگه ؟؟!!!! ماکه چیزی نفهمیدیم ان شاالله که خودامام رضوان الله تعالی علیه و خوانندگان فهمیده باشند!!!!
پاسخ:
سلام به قول آیت الله جوادی آملی
حرف های امام را باید عارفان تفسیر کنند
  • روح الله فاضل
  • سلام علیکم 
    با عرض شرمندگی بابت تاخیر حدود دوماهه جهت سر زدن به وبلاگ پربرکتتان.
    فقط اومدم این مژده! رو بدم که انشاءالله در آینده ای نزدیک هر سه قسمت این مطلب باارزش رو مطالعه خواهم کرد!
    پاسخ:
    سلام
    من کیم بر آن خاطر عاطر گذرم/ لطف ها می کنی تو ای خاک سرت تاج سرم

    سلام...

    ممنون...

    استفاده کردیم...

    سلام
    خداقوت
    پاسخ:
    علیکم السلام ممنون
    سلام 
    مطلب بسیار جالبی بود با اجازه آن را کپی کردم
    پاسخ:
    سلام
    صاحب اجازه اید
    سلام
    مطلب به حق و بجایی بود قسمت های بعدی مطلب را کی قرار میدهید
    پاسخ:
    سلام
    ممنون لطف دارید این روزگار گرایش به فلسفه و عرفان زیاد است الحمد لله
    سلام
    خدمت میرسیم ..
    پاسخ:
    سلام دوست گرامی خدمت از ماست
  • یعقوب کربلا

  • سلام
    با یک مطلب در مورد
    سینما در خدمت هستم..
    منتظر نظرتان...


    پاسخ:
    سلام مطلب قابل تاملی بود
  • یعقوب کربلا

  • سلام
    با یک مطلب در مورد
    سینما در خدمت هستم..
    منتظر نظرتان...


  • کریم حکیمی
  • مناظره یا پز مناظره!؟

    را در وبلاگ خطاهای ذهنی بخوانید.

    پاسخ:
    سلام گرمی حضور را با سردی بینش ویران نکنید
    سلام علیکم
    عیدتون مبارک
    جزاکم الله خیرا استفاده کردیم.
    التماس دعا
    پاسخ:
    سلام و انتم انشاء الله من الخیرین
  • محمد حسین خانی کوثرخیزی
  • سلام برادر
    خوب هستید انشاالله؟
    آقا برای عید تبریک
    برای ماه تسلیت
    ببخشید مدتیه درگیرم فقط فرصت تایید پیشنویسام و نظرای بچه ها رو دارم
    دعام کنید له شدم
    ممنون بابت مطلب خفنتون
    پرینتش کردم بعد بخونمش ممنون
    التماس دعای شدید
    شما دیگه پشتمو خالی نکنید
    یا حق
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">