استاد علی نیکی

وقتی انسان به مسائل فلسفه علاقه نشان می‏دهد بی‏میل نیست که بداند دعـــــا و نیـــایش فیلـــــــسوف چگونه صورت می‏پذیرد.

استاد علی نیکی

وقتی انسان به مسائل فلسفه علاقه نشان می‏دهد بی‏میل نیست که بداند دعـــــا و نیـــایش فیلـــــــسوف چگونه صورت می‏پذیرد.

استاد علی نیکی

https://www.instagram.com/aliniki.ir
اینستگرام

تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران

۱۳ مطلب با موضوع «فلسفه اسلامی» ثبت شده است

۰ نظر ۱۳ مرداد ۹۴ ، ۱۲:۰۷


نظریه درباره پیدایش جهان


۰ نظر ۰۴ بهمن ۹۳ ، ۱۰:۰۵

 

حرکت جوهری که یکی از مهم ترین نظریه ها در فلسفه ملاصدرا است، به چه معنا است؟ و نقش آن در زندگی روز مره انسان چگونه است؟

۲ نظر ۰۱ آذر ۹۳ ، ۱۴:۲۳

طرفداران جریان شیرازی‌ها (در شبکه‌های اجتماعی)، به ابن عربی لعن می‌فرستند و می‌گویند وهابی بوده و شیعه را نجس می‌دانسته! همین‌طور ملاصدرا شیرازی را نیز لعن کرده و می‌گویند: فقط در وحی قائل به عصمت بوده و قائل به سهوالنبی (ص) می‌باشد

۱ نظر ۱۱ شهریور ۹۳ ، ۱۲:۰۰

علت اختلاف نظر برخی علما با یکدیگر در رابطه با فلسفه و عرفان

قبل از هر چیز نکته ای را متذکر میشویم و آن این است که: در تمام زمینه ها

۱ نظر ۱۵ خرداد ۹۳ ، ۱۱:۱۵

معیار صدق معرفت های دینی (1)


 یکی از دشوارترین مباحث معرفت شناسی دینی مسأله ی ارزش شناخت و به تعبیر دیگر، مسأله معیار صدق گزاره های دینی است.برای حل این مسأله باید اول ببینیم که آیا ابزارهایمعرفت دینی و دیگر معرفت های بشری واحد است یا نه؟بدین سان حل این مسأله مبتنی است بر پاسخ دقیق به این پرسش که آیا راه ها و ابزارهای معرفت دینی و معرفت غیر دینی تفاوت دارند یا اینکه راه ها و ابزارهای که برای معرفت های غیر دینی بکار گرفته می شوند در معرفت دینی نیز مورد استفاده قرار می گیرند.

اما به چه دلیل راه ها و ابزارهای معرفت دینی و غیر دینی واحد است؛ به تعبیر دیگر، چرا ابزارها و راهایی برای شناخت در معرفت دینی به بکار می رود همان ابزارها و راه هایی است که برای شناخت در حوزه ی غیر دینی استفاده می شود؟

۳ نظر ۰۵ آذر ۹۲ ، ۱۵:۵۲

اشتراک معنوی یا لفظی وجود


مسأله اصالت وجود، تشکیک وجود و برهانی که برای اثبات وحدت حقیقیت وجود اقامه می شود و نیز مباحث توحید و دفع قاطع شبهه ابن کمونه، همه مسائلی هستند که بر پایه مسأله اشتراک معنوی وجود به اثبات می رسند.باید توجّه داشت که مسأله اشتراک وجود، مانند مسأله بداهت وجود و مسأله زیادت وجود بر ماهیّت از احکام و خواص مفهوم وجود است نه از احکام و خواص حقیقت و مصداق عینی آن.بنابراین، بحث از مفهوم وجود، از مباحث معرفت شناسی و بحث از حقیقت وجود، از مباحث وجودشناسی است.این تمایز، مانع از خلط و اشتباه میان مفهوم و مصداق وجود و به هم آمیختن احکام یکی با دیگری می گردد.

۱۹ نظر ۰۲ مرداد ۹۲ ، ۱۵:۵۳

گاهی می توان فلسفه را به تقسیمات دیگری تقسیم کرد از جمله:



۲۸ نظر ۲۶ تیر ۹۲ ، ۰۱:۲۲

بنابه درخواست مکرر دوستان و عزیزان که ما را همیشه از لطف بی انتهاشان محروم نمی کنند و ما را به قول شهداء "در خشاب 40تایی نماز شبشان" قرار داده اند انشاء الله تعالی

 را برای استفاده و مطالعه قرار دادم باشد که بتوان مشتاق بیشتری  برای این علوم تربیت کرد و خداوند توفیق بدهد در وادی تهذیب و سیر وسلوک ثابت قدم بمانیم


۲۷ نظر ۱۹ تیر ۹۲ ، ۱۹:۳۶

بسم الله خالق العقل

مناظره دینانی و ضیاء شهابی بر سرفلسفه اسلامی



۲۰ نظر ۱۱ تیر ۹۲ ، ۱۶:۲۹

اصالت وجود

 

  وجود واژه­ای است عربی که معنای حاصل مصدری دارد­­­­­­ و معادل آن در فارسی «هستی» می‌باشد، هر چند استعمال واژۀ وجود نیز در فارسی رایج است.

  مراد از اصالت وجود، این است که موجود بالذات و منشأ آثار در خارج، وجود اشیاء است نه ماهیت آنها .

  ‌ توضیح این‌که ما از هر امر واقعیت‌دار، دو تصویر و دو مفهوم داریم: مفهوم هستی (وجود) و مفهوم چیستی (ماهیت)؛ و از بین دو مفهوم، مفهوم وجود جنبۀ عینی و خارجی دارد و مفهوم ماهیت ساختۀ ذهن ما و جنبۀ اعتباری دارد. به عبارت دیگر از بین دو مفهوم وجود و ماهیت، تنها مفهوم وجود، مصداق و ما بازاء خارجی دارد اما مفهوم ماهیت از حد و حدود وجود انتزاع می‌شود.(1) اصالت، معنای دیگری نیز در بحث اصطلاحات فلسفی جدید دارد که آن معنی در اینجا مقصود نیست. و آن عبارت از تقدم و اصل بودن در مقابل نتیجه بودن و فرع بودن است مثلاً گفته می‌شود آیا اصالت با ماده است یا روح؟

۱ نظر ۰۴ دی ۹۱ ، ۱۲:۰۹

 3. عرفان مبتنی بر قرآن ، سنت و عقل است نه اشخاص

   توجه به این نکته لازم است آن عرفان و فلسفه ای صحیح است که بر خواسته از قرآن و سنت و عقل باشد نه بر خواسته از شهود افراد که اگر صحیح باشد حجت شخص آور است نه عموم آور.(دقت شود)

حال اینکه عرفای مکتب امامیه سعی بر این دارند که عقل و دل را با کتاب و سنت تطبیق داده و اگر در جایی جمع در بین نبود نظر شخص را کنار زده و به قرآن و سنت عمل می کنند خوب در کلام صدر المتالهین ; دقت کنید در اسفار (ص ۷۵، ج۴، ط۱) فرمود: تباً لفلسفه تکون قوانینها غیر مطابقه للکتاب والسنه (مرگ بر فلسفه ای که قوانینش با کتاب و سنت مطابق نباشد). ایشان فسلفه ای را که با کتاب و سنت همراه نمی دید لعن و نفرین می کنید که می توان از این عبارت مشترع آن هم به نحو شدید ملاصدرا را فهمید نا گفته نماند که بعضی از ناقدان فلسفه ، فلاسفه را متهم به کفر گویی و خلاف مکتب وحی صحبت کردن می دانند که ناشی از کج فهمی و عدم تشخیص صحیح مرز کفر از ایمان و عدم تسلط بر مبانی دقیق شرعی است- استاد حسن زاده آملی حفظه الله نیز کتابی در این باره بنام قرآن ، برهان و عرفان از هم جدایی ندارد نوشته اند که خود علامه هم یک فقیه ،  کلامی ، اصولی ، فلیسوف و عارف است.

همچنین استاد ما حضرت آیت الله تحریری روحی له الفداء در آن گفتگوی های رادیویی فایل آنها در سایت حضرت استاد می باشد چه در باب عرفان نظری و چه در باب عرفان عملی مباحث را از متن کتاب و سنت استخراج می کردند و عملا بین آنها جدایی قائل نبودند ایده الله تعالی.

ادامه دارد...

۶ نظر ۰۸ خرداد ۹۱ ، ۱۱:۴۳

در این روزها هوای نقد فلسفه و خصوصا عرفان زیاد شده است که ذکر چند نکته به ناقدان فلسفه و عرفان را لازم می بینم:

1. ناقد فلسفه خود باید یک فیلسوف باشد :

فرد نیاز به تبحر و تخصص دارد تا بتواند آنرا نقد و بررسی کند که اگر فرد نسبت به مبانی و مبادی علمی آگاهی نداشته و قرار باشد آنرا نقد کند قطعا دچار انحراف برداشت و و سوء نقد می شود لذا معلم اول (بین انسانها) ارسطو فرمود : منکر فلسفه خود باید فیلسوف باشد. خصوصا مباحث فلسفی و عرفانی که با یک زبان خاص و مرموز نوشته شده است که باید از محضر استاد حازق و دقیق فرا گرفت و شخص به صرف مطالعه کتب فلسفی فیلسوف نمی شود زیرا فلسفه به دنبال حقایق اشیاء است و دست یابی به حقایق اشیاء نیاز به راه حقیقی نه مجازی دارد حال اگر شخصی فلسفه را درست نفهمیده باشد قطعا مراد و مقصود فیلسوف را نمی داند لذا دچار سوء برداشت می شود و حکم به علامه بودن و فلسفه شناسی خود می کردند !!! اعاذنا الله و ایاکم

2. حرمت اشخاص و افراد حفظ شود:

در بین ناقدان حکمت متاسفانه افراد خواسته یا ناخواسته شانیت برزگان دین و استوانهای نظام را زیر سوال برده و به جای نقد علمی از تخریب شخصی استفاده می کنند برای مثال اشخاصی همچون علامه حسن زاده آملی و علامه جواد آملی که خود از استوانها و پایه های محکم علمی هستند بعضا با عبارت های توهین آمیز که حقیر از نقل آنها اباء و استنکاف دارم انها را مورد خطاب قرار داده اند یا بعضی ها که واقعا معلوم نیست در کدام وادی هستند سیاست یا نقد فیلم و یا استراتژیک که الان ناقد فلسفه شدند ، حضرت علامه را دعوت به مناظره کرده اند یا بی اثر بودن حکمت اسلامی را در جامعه به بوق و کرنا می کشند؟!!!! غافل از اینکه که اول بیایند ثابت کنند که واقعا فلسفه و عرفان را فهمیده اند و آنچه برداشت کرده اند همان است که عارفان و صاحبان ذوق سلیم و حکما قصد داشتند .، یا فقط خواندند چه بسا شخصی سالیان دراز فلسفه را بخواند و تدریس کند ولی به عمق و محتوای اصیل فلسفه نرسیده باشد و فقط در عالم الفاظ بسر می برد و به آنها دل خوش کرده است.

ادامه دارد...

۱ نظر ۱۳ ارديبهشت ۹۱ ، ۰۵:۰۰